زندگينامة شهيد محمدعلي احصائي

دانشجوي رشته بهداشت عمومي

آسمان تاريك و انبوه ظلمت بر روي هم انباشته بود كه ناگاه نوري آمد و سينه ظلمت شكافت، ناگاه صلوات فرستاده و گفتيم امام زمان آمد! امام زمان آمد! كه ناگاه از خواب بلند شده و شنيدم كه علي متولد شده است[1].

علي پا به عرصة حيات گذاشت و برق شادماني در چشمها درخشيدن گرفت و زمزمة سرور بر چهره ها نمايان گرديد.

از كودكي خود را در دلهاي همه جا داده بود و در ميان برادران و خواهران بمثابة «يوسف» بود.

از همان كودكي آرام، نجيب، مؤدب و باوقار بود و چرا چنين نباشد در حاليكه مادرش مي‌گويد: بدون بسم ا به او شير نمي‌خوراندم.

در دوران دبستان محبوب معلمان خويش گرديد و عكس او بعنوان شاگرد ممتاز در يكي از روزنامه ها بچاپ رسيد. با مسجد و نماز جماعت از همان اوان كودكي انس گرفت. در جلسات قرآن شركت مي‌كرد و با جلسات دعاي كميل، ندبه و سمات مأنوس بود. قرائت قرآن را در همان سالهاي كودكي فرا گرفت. در جلسات زيارت عاشورا كه در دهه محرم هر سال در مسجد جامع مهدي شهرستان ني‌ريز فارس برپا مي‌شد با عشق و علاقه‌اي فراوان شركت مي‌كرد. همزمان با شروع انقلاب اسلامي بطور فعال در جريان انقلاب شركت نمود و با وجود كمي سن يكي دو بار توسط مأمورين رژيم شاه دستگير و مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

بعد از پيروزي انقلاب، در فعاليت انجمن اسلامي دبيرستان محل تحصيل خود نقش بسزائي داشت. در همان ايام كه ملي گرايان و گروهكها غوغا آفريني مي‌كردند از مدافعين راستين خط امام بود و به شدت از شهيد مظلوم بهشتي و يارانش دفاع مي‌نمود.

همزمان با آغاز تشكيل سپاه درني ريز در اولين آموزش نظامي بسيج شركت نمود و بدنبال آن وارد سپاه شد و بعنوان پاسدار ذخيره بعضي شبها نگهباني مي‌داد و بعضي وقتها در روابط عمومي سپاه بسر مي‌برد.

همزمان با آغاز دومين سال جنگ تحميلي، علي به جبهه شتافت و در عمليات شكست حصر آبادان شركت نمود كه خاطرات او در اين زمينه موجود است و از مطالعه آن برمي‌آيد كه او چگونه عاشق شهادت و دلباخته زيارت محبوب بوده است.

قبل از عمليات فتح البين براي زيارت حضرت معصومه (س) به قم مي‌رود و از آنجا عازم مسجد جمكران ميشود و عاشقانه نماز امام زمان (عج) مي‌خواند و در فراق مولايش مهدي (عج) مي‌گريد و ناله سر مي‌دهد.

نيست در من صبر ايوب و ندارم عمر نوح   اي طبيبا رحم كن بر درد بسيارم بيا

سپس شهيد احصائي به تهران مي‌رود تا شايد به زيارت مراد خويش در جماران نايل آيد. او به طرزي معجزه آسا موفق به ديدار خصوصي امام مي‌شود و بر دست وي بوسه مي‌زند. دوستان همراه او مي‌گويند: او در اين ديدار گريه ميكرد و امام كه گريه هاي عاشقانه او را ديد به او نگاهي پدرانه نمود و علي عزيز به يكبار بوسيدن كفايت نكرد و چند بار بر دست محبوب بوسه زد. او از تهران به شهر خود مراجعت نمود و در عمليات رمضان شركت كرد و بعد از پايان عمليات مجدداً به شهر برگشت.

در آستانه عمليات والفجر به ميدان جهاد شتافت و قهرمانانه در عمليات والفجر مقدماتي و والفجر يك شركت نمود.

شهيد احصائي بعد از اخذ ديپلم در كنكور سراسري شركت مي‌نمايد و در رشته بهداشت عمومي دانشگاه علوم پزشكي اهواز قبول مي‌شود امّا قبولي در دانشگاه او را از حضور در جبهه باز نمي‌دارد و مجدداً به جبهه مي‌رود و در عمليات هاي مختلف جنگي شركت مي‌كند و سرانجام در عصر چهارشنبه به تاريخ 30/12/62 در منطقه جفير بشهادت مي‌رسد.


[1]- خوابي كه خواهرش در شب تولد او ديد.


 
 
 
  • دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز
  • ایران - اهواز - کد پستی : 15794-61357
  • صندوق پستی : 159
  • تلفن : 60-3367543-0611
  • پست الکترونیکی : info@ajums.ac.ir
کلیه حقوق این سایت متعلق به دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز می باشد
Copyright 2014 - Ajums Web Development Group
 

DOURAN Portal V3.9.8.8

V3.9.8.8